تبليغاتX
انتظار ظهور
 فلسفه انتظار
فلسفه انتظار برای ظهور منجی موعود(عج) تا حدودی در همان فلسفه غیبت حضرت مهدی(عج) می گنجد. اولّین بحث آن است که این امر سرّی از اسرار الهی است و کسی جز خداوند متعال دلیل واقعی آن را نمی داند و بر تمام دلایل آن احاطه ندارد. چنانکه پیامبر اسلام صلّی الله علیه و آله در روایتی به جابر می فرمایند: «یا جابِر، أنّ هذا الْأمر أمرُ الله» یعنی ای جابر همانا این امر از امور خاص خداوند است.(بحارالانوار، ج5، ص73) و در جایی دیگر امام صادق علیه السّلام می فرمایند: «أنَّ وَجْه الْحِکْمَةِ فی ذلک لَنْ یَنْکَشِفُ ألّا بَعْدَ ظُهُورِهِ کَما لَمْ ینکشِفُ فی ما آتاهُ الخضر» حکمت و فلسفه نهایی این امر آشکار نمی شود الّا بعد از ظهور آن حضرت همانطور که فلسفه آنچه حضرت خضر عمل می کرد آشکار نمی شد. (کمال الدْین، ج2، ص12)
دومین بحث، بحث آزمایش و غربال انسانها است. انتظار واقعی جداکننده انسانهای مؤمن از غیرمؤمن است. چنانچه امام صادق علیه السّلام می فرمایند: «لَهُ غَیْبَةٌ یَرْتَدُّ فیها أقوام» برای حضرت غیبتی است که خیلی ها تردید پیدا می کنند(در اصل دینشان).(بحارالانوار، ج52) علاوه بر این در میان خود منتظرین هم دسته بندی هایی وجود دارد. چنانچه امام صادق علیه السّلام منتظرین را به سه دسته تقسیم می کنند و می فرمایند: «إفْتَرَق النّاس ...» مردم در زمان غیبت سه گروه می شوند:
1- گروهی که ما را دوست دارند و دوست دارند انتظار کشیدن امام زمان(عج) را تا برسند به دنیا( تابا محبّت دنیاهایشان را بسازند) و کلام ما را می گویند و زیاد حرف می زنند ولی موقع عمل کوتاه می آیند خداوند اینان را به زودی در آتش می اندازد.
2- فرقه ای هم ما را دوست دارند، هم حرف ما را می شنوند و کار هم انجام می دهند تا شکمهایشان را به وسیله ما پر کنند...
3- فرقه ای هم ما را دوست دارند، قول ما را حفظ کرده و ما را اطاعت می کنند و از آن مخالفت نمی کنند و آنها منتظران واقعی هستند....
برای مطالعه بیشتر در این مورد می توانید به درسنامه تاریخ عصر غیبت، اثر پورسیّد آقایی و دیگران، قم: مرکز جهانی علوم اسلامی مراجعه نمایید.
و در ادامه نیز باید گفته شود که براي ظهور حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف بايد جامعه به حدي از بلوغ و تکامل معنوي برسد که بالفعل سيصد و سيزده يار به معناي واقعي کلمه با صفات ممتازي که در روايات ذکر شده حضور داشته باشند – که ظاهر روايات نيز چنين نشان مي دهد – چرا که در عبارت آمده:"اذا کملت ..." هنگامي که اين عده تکميل شوند ... که بيانگر زنده بودن بقيه است البته بزرگاني که شهيد شده يا در زمانهاي گذشته از دنيا رفته اند ممکن است جزء ياران باشند چرا که ياران و انصار حضرت به ترتيب رتبه و مقام، درجه بندي مي شوند که فقط يک دسته از آنها سيزده سيزده تن است در حالي که ابدال که احتمالاً هفتاد نفر هستند يا اوتاد و ... گروههاي ديگر نيز وجود دارند.
ياران حضرت مهدي ارواحنا فداه به دو دسته ي کلي تقسيم مي شوند:
الف) ياران درجه يک که تعداد آنها 313 نفر است که در واقع فرمانده هان و سران هستند، آنها کساني هستند که حداقل شرط در آنها اين است که کمال ايمان را داشته باشند يعني کمال ايمان که همان تشيّع باشد را بايد دارا باشند چرا که اينها از برگزيدگان و افراد والا هستند.
ب) ياران در مراتب بعدي که رده هاي بعدي ياري حضرت هستند که در ميان اين افراد کساني که از اديان ديگر از جمله مسيحيت يا مذاهب اهل سنت که به حضرت ايمان آورده و در جرگه شيعيان وارد شده باشند وجود دارند.(بالاخره ايمان کامل يا شيعه بودن شرط با حضرت بودن است زيرا زمان ظهور حضرت حجت ارواحنافداه ديگر زمان سازش نيست چون همه ي برده ها کنار مي رود و هر که طالب واقعي حق است – از هر مذهبي – با ديدن حقانيت تشيع قطعاً شيعه مي شود.)
منبع

         

|+| نوشته شده توسط علی در شنبه پنجم آذر 1384 و ساعت