

اينگونه است كه عصر غيبت، عصر امتحان و آزمايش است. عصري است كه در آن گوهرهاي پنهان با انواع امتحانات الهي آشكار ميشوند.
عبدالرحمان بن سيابه از امام صادق(ع) نقل كرد كه ايشان فرمودند:
چگونه خواهد بود، حالتان وقتي كه بي امام هادي و راهنما شويد؟ بعضي از بعضي ديگر تبرّي ميجويند، در آن زمان است كه از يكديگر جدا شده، پالايش و غربال ميشويد، و در آن هنگام «تميّزون» (متمايز ميشويد).
و اين، مرحلة نخست است كه اشاره دارد به مرحله جدا شدن خبيث از طيّب.
و مرحلة دوم، «تمحّصون» (پالايش ميشويد)؛ مانند پالايش سنگ معدن، مثل طلايي كه ذوب ميكنند و سپس به آن موادي ميافزايند تا ناخالصيهايش جدا شود.
و مرحلة سوم، «تغربلون» (غربال ميشويد)؛ مانند غربال كردن گندم، براي جداكردن گندمهاي تلخ و ضعيف كه از غربال به پايين ميافتند.
در روايتي از شيخ طوسي است، كه وقتي امام به اين جا رسيدند، آن را سه بار مطرح كردند؛
لايكون فرجنا حتيّ تغربلوا ثمّ تغربلوا ثمّ تغربلوا، يقولها ثلاثاً، حتيّ يذهب الله تعالي الكدر ويبقي الصّفوّ.
فرج ما نخواهد رسيد، مگر آنكه غربال شويد و غربال شويد و غربال شويد، تا جاييكه خداوند متعال، آلودگان را از پاكان جدا نمايد.
يعني اين غربال مؤمنان در نزديكي زمان ظهور، سه بار اتفاق خواهد افتاد.11
و مرحلة غربال، سختترين اين مراحل است.
اين همان راه و مسيري است كه رسول خدا(ص) در امت خود انتظار آنرا دارد. و اين همان تكامل است كه خداي متعال با قوانين و سنتهاي خود در آزمايش امتها، انبيا و امامان(ع) قرار داده است، تا درخت بشريت در ساية دولت عدل الهي به ثمر بنشيند. اين از اسرار غيبت است كه خداي متعال براي خاتم امامان، از عترت پيامبر(ص) تقدير نموده است.
اين همان [امام] غايبي است كه خداوند، او را مظهر غيب و شهادت خود قرار داده است. او در غيبت خود، مظهر غيب الغيوب است و وقتي كه ظهور نمايد، خداوند او را مظهر شهادت (احقاق كنندة هر حقي و باطل كنندة هر باطلي) قرار ميدهد. اين چه قدرتي است كه خداوند به او عطا ميكند، و به وسيلة او هر حقي را احقاق ميكند، و هر باطلي را باطل مينمايد.
سلام خدا بر تو اي نهايت آرزوها؛
المنتهيٰ إليه مواريث الأنبياء، ولديه موجود آثار الأصفياء، المؤتمن علي السّرّ، والوليّ للأمر.12
[كسي كه] تمام مواريث پيامبران به او رسيده و آثار برگزيدگان نزد او ميباشد؛ امين بر اسرار (الهي) و ولي امر (پروردگار).
فرازي از ميراثهاي انبياء را بخوانيد تا خبرش را دريابيد؛ و در آن باره خداوند ميفرمايد:
و إذ قال ربّك للملآئكة إنّى جاعلٌ فى الأرض خليفةً قالوا أتجعل فيها من يفسد فيها و يسفك الدّماء و نحن نسبّح بحمدك و نقدّس لك قال إنّى أعلم ما لاتعلمون٭ و علّم آدم الأسماء كلّها ثمّ عرضهم علي الملآئكة فقال أنبئونى بأسماء هؤلآء إن كنتم صادقين.13
و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت: من در زمين، جانشيني خواهم گماشت، [فرشتگان] گفتند: آيا كسي را در آن ميگماري كه در آن فساد انگيزد و خونها بريزد؟ و حال آنكه ما با ستايش تو، [تو را] تنزيه ميكنيم و به تقديست ميپردازيم؛ فرمود: من چيزي ميدانم كه شما نميدانيد. و [خدا] همة [معاني] نامها را به آدم آموخت، سپس آنها را برفرشتگان عرضه نمود و فرمود: اگر راست ميگوييد، از اسامي اينها به من خبر دهيد.
سپس اين امر به صحيفههاي آدم و ادريس و نوح، پيراهن ابراهيم، عصاي موسي، انگشتر سليمان، كمال موسي و جلال و شكوه عيسي و صبر ايوب ميرسد و ادامه مييابد تا به ميراث حضرت محمد(ص) كه همان قرآن منزل است، ميرسد.
سلام بر تو اي حافظ اسرار پروردگار جهانيان، سلام بر تو يابن رسول الله، ما به تو ظلم كرديم؛ ما به شما اهل بيت(ع) ظلم كرديم، در حاليكه هرچه ما داريم از شماست، به بركت وجود شما اهل بيت، خلايق روزي داده ميشوند و به بركت وجود شما زمين و آسمان ثبات دارند. ما شعار خدمت به شما را سر داديم، اما بيشتر از آنكه در خدمت شما باشيم، كمر به خدمت ديگران بستيم، بلكه ما به شما بياحترامي كرديم.
اما كرم شما اهل بيت(ع)، حد و مرز ندارد، بابت گذشتة ما، عفو خود را شامل حالمان كنيد و عنايت خود را شامل حالمان كنيد تا خدا ما را براي خدمت به شما، در باقيماندة عمر قبول فرمايد. ما اميدواريم كه چشم عنايتي به ما بيفكنيد، از آن نگاههايي كه دنيا را متحول ميكند. تو همان كسي هستي كه بهوسيلة او:
أشرقت الأرض بنور ربّها.14
و زمين به نور پروردگارش روشن گردد.
پس چه ميشود اگر تاريكيهاي وجود ما را به روشنايي خود بزدايي؟ و تو همان كسي هستي كه خداي عزوجل دربارهاش فرموده است:
إعلموا أنّ الله يحيى الأرض بعد موتها.15
بدانيد، همانا خداوند زمين را پس از مرگش، زنده ميگرداند.
پس با آنچه خداي متعال به تو ارزاني داشته، قلبهاي ما را زنده كن.
پروردگارا! بر خليفه و حجت خود درود فرست، به اندازهاي كه در حيطة علم توست، درودي بيپايان، تا تداوم ملك تو، و ما را از اعوان و انصار و شيعيان و پيروان او قرار بده.
و آخر دعوانا أن الحمدلله ربّ العالمين.ماهنامه موعود
|
+| نوشته شده توسط علی در دوشنبه سی ام آبان 1384 و ساعت